تهدید جدید پلیس فتا برای کاربران اینترنت

5 Sep

مدتی است که در رسانه‌های اجتماعی به خصوص برخی اپلیکیشن‌های موبایل مانند «واتس آپ» یا «وایبر» جوک‌هایی درباره خصوصیات اخلاقی آیت الله خمینی دست به دست می‌شود. واکنش سیاستمداران و فعالان سیاسی به انتشار این جوک‌ها متفاوت بوده است.برخی از محافظه‌کاران معتقدند که این شوخی‌ها را افراد ضد انقلاب در شبکه‌های اجتماعی سازماندهی می‌کنند. آنها انتشار این مطالب از طریق اینترنت را گواهی برای لزوم محدود کردن دسترسی کاربران به اینترنت می‌دانند.گروهی از اصلاح‌طلبان هم معتقدند این جوک‌ها خودجوش شکل نگرفته است. آنها انتشار این جوک‌ها را ترفند تندروهای مخالف دولت می‌دانند تا دلیلی داشته باشند برای بازخواست از دولت و توجیه فیلتر کردن اینترنت و اپلیکیشن‌هایی مانند وایبر.این اولین بار نیست که جوک‌هایی درباره شخصیت‌های مورد تایید حکومت در میان مردم دست به دست می‌شود. مدتهاست جوک‌هایی درباره علی شریعتی یا احمد جنتی هم به خصوص در فضای مجازی و بر روی تلفن‌های همراه هوشمند منتشر می‌شوند.پلیس ایران هم به تازگی هشدار داده است که انتشار این جوک‌ها در شبکه‌های اجتماعی اقدامی مجرمانه است و با کسانی‌که این جوک‌ها را منتشر می‌کنند برخورد خواهد کرد.

واقعیت محض است! خمینی هندوی عرب تبار

2 Sep

تبار: هندوزاده وعرب
درباره تبار او دو نظر وجود دارد؛ گروه اول میگویند که خمینی هندو زاده ای از تبار اعراب است که اجدادش در هندوستان ساکن شده بودند اما گروه دوم معتقدند که خمینی هندوزاده ای از تبار سیک های هند است و پدربزرگش که به عنوان خدمتکار برای انگلیسی ها کار میکرد, همراه آنها به عراق رفته بودو پدربزرگش که به عنوان خدمتکار برای انگلیسی ها کار میکرد, همراه آنها به عراق رفته بود و در آنجا به ظاهر مسلمان میشود و نام احمد هندی را برای خود برمیگزیند که در اینباره بسیاری از جمله آقای مهدی شمشیری محقق و تاریخدان معاصر به تفصیل در نوشته هایش راجع به احمد هندی و همکاری او با کمپانی هند شرقی انگلستان توضیح داده است.
همچنین آیت الله سید شهاب الدین نجفی مرعشی که پدرش سید شمس الدین محمود مرعشی از بزرگان فقهای دوران خود بود و در نجف، کاظمین، کربلا، سامرا، قم، تهران و کرمانشاه تحصیل کرده و همچنین ایشان از مراجع تقلید و علمای بزرگ شیعه بود که در شجره نامه شناسی خبره و اهل فن بود و استعداد و تجربه فوق العاده ی در شجره نامه شناسی داشت و میتوانست با بررسی شجره نامه ها تشخیص دهد که آیا شجره نامه واقعی است و یا جعلی است و ایشان در جلسه درسش در اوایل کار خمینی در حوزه اعلام نموده بود که خمینی هندی الاصل است و سید وعرب نژاد نیست اما عده ای از طلبه های جوان و شاگردان خمینی به تحریک خمینی به خانه سید شهاب الدین نجفی مرعشی و محل درسش حمله نموده و او را تهدید به مرگ و سکوت نمودند.
همانطور که میدانیم پدر خمینی دارای چندین زن بود و برادر بزرگتر و ناتنی خمینی (از پدر یکی بودن) یعنی آیت الله مرتضی پسندیده نیز در کتاب خاطراتش اعلام میکند که من مرتضی هندی سابق باید بگویم که اجدادمان در هند بوده اند و پدربزرگم از هند آمده است.
همچنین بسیاری از محققین و پژوهشگران هندوزاده بودن خمینی را تایید کرده اند و از جمله استاد دکترعباس میلانی، مورخ، ایران‌شناس و مدیر برنامهٔ مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد بارها در برنامه تلویزیونی به هندوزاده بودن خمینی اشاره کرده است و در این میان شباهت بسیار زیاد آرم جمهوری اسلامی و نماد سیک های هندو هم نکته ای قابل توجه ای است. یک روحانی شیعه هم که مدت ها ساکن هند بود به اسم آقای احمد علی مصباح در این خصوص در هندوستان پژوهشهائی انجام داده بود و نتیجه پژوهش را بعدها اینچنین اعلام کرد که” در منطقه شبه قاره هند در بین سیک های هند رسم بوده است که شال هایی به دور سر و کمر خود با رنگ های متنوع از جمله سیاه,سفید, سبز و دیگر رنگ ها میبستند و زمانیکه پدربزرگ خمینی که از سیک های هندوستان بود و برای انگلیس ها کار میکرد و برای آنکه راحت تر و آسوده تر بتواند با مسلمانان بویژه شیعیان معاشرت و در میان ایرانیان نفوذ کند به ظاهر مسلمان شد و نام احمد هندی را برگزید و از آنجا که با شال سیاه بر سر بسته شده به ایران و نجف و کربلا رفت و آمد میکرد و چون در ایران بر سر نا آگاهی عموم مردم بستن شال و یا پارچه سیاه بر سر به صورت عمامه نشانه سید بودن بود به حساب می آمد برای همین هم به احمد هندی لقب سید داده شد و او را سید احمد هندی نامیدند.”
نتیجه بسیاری از تحقیقات و پژوهش های انجام شده حکایت از آن دارد که پدر بزرگ خمینی (احمد هندی) زاده روستای کینتور درمنطقه بربنکی در ایالت اوتار پرادش هندوستان بود و بعد درکشمیر و بعد لکنو بوده و از لکنو کشور هند را ترک کرد و راهی نجف شده است, احمد هندی در نجف با شخصی به نام یوسف‌خان کمره‌ای، از اهالی روستای فرفهان از توابع خمین آشنا شد و همراه یوسف خان به روستای فرفهان خمین رفت و در آن روستا اقامت کرد،اگرچه با این تصمیم او، پیوندش با کشور هند قطع شد، اما بعد از آن نیز وی هم‌چنان با لقب هندی شناخته می‌شد.
این لقب بعدها نیز به نوادگان او منتقل شد، به‌گونه‌ای که خمینی خود در برخی از غزل‌هایش از تخلص هندی برای خود استفاده می‌کند.(دیوان امام! تهران،چاپ سال ۱۳۷۲) و آیت الله مرتضی پسندیده برادر بزرگ و ناتنی (از پدر یکی بودن) خمینی، به صراحت اعلام کرد که پدربزرگش از هند آمده و بالاتر از اسم اجداد خود را در هند نمیتواند بیاد بیاورد(یعنی شجرنامه دال بر سید بودن ندارند) و راجع به پدر خمینی یعنی مصطفی هندی هم آیت الله مرتضی پسندیده میگوید:”پدرمان چند سالی از خمین رفت تا در پیش مراجع اصفهان و نجف تحصیل کند” و جالب است که او ادامه میدهد که:”اسامی اساتید پدرمان در اصفهان و نجف در خاطرم نیست ولی میدانم از مراجع بوده اند”! و جالبتر آنکه محقیقین نتوانستند کوچکترین اثر و نشانی از وجود و حضور مصطفی هندی در هیچ کدام از مراکز مذهبی پیدا کنند و به جای آن نشانه هایی از رد پدر خمینی (مصطفی هندی) در هند و عضویت در انجمن فراماسنری اخوّت وهمکاری مصطفی هندی در ایران با شرکت نفت انگلستان و ایران و فردی که به ظاهر مسلمان شده بوده به نام حاج ولیام سن پیدا کردند .
با بررسی کتاب خاطرات آقای سر دنیس رایت(دیپلمات‌ انگلیسی در ایران) میتوان بیشتر به راز عدم حضور چندساله پدر خمینی(مصطفی هندی) پی برد, سر دنیس رایت (دیپلمات‌ انگلیسی) در کتاب ”انگلیسی‌ها در میان ایرانیان” بیان میکند که: {بسیاری از اداره امور جاسوسی انگلستان در ایران توسط کمپانی هند شرقی انجام میشد و به علت احترامی که مردم , حاکمان, امرا و درباریان ایرانی به آخوندهایی که سید بودن میگذاشتند و به علت جهل, خرافه پرستی و اعتقادی که مردم آن زمان ایران در دعانویسی سیدها برای حل مشکل و رفع چشم زخم و درمان بیماری داشتند بطوریکه ملاهایی که سید بودن نفوذ زیادی دراندرونی ها پیدا کرده بودند
و به خوبی به اخباراندرونی ها و محافل خصوصی دسترسی پیدا میکردند و به همین علت انگلستان بسیاری از جاسوسان خود را به شکل سید هندی به ایران میفرستاد تا ضمن جاسوسی سعی در نفوذ در بین مردم و حکومت کنند و اخبار را به موقع به انگلیسی ها بدهند و همچنین سیدهای هندی سعی میکردند در بین قبایل و عشایر نفوذ داشته باشند و آنها را علیه حکومت مرکزی تحریک کنند تا حکومت ایران ضعیف شود و حکومت ایران به فکر حرکت به سمت هندوستان و ضربه به مستعمره انگلستان نباشد و تحریک حکومت قاجار برای جنگ با روس ها از طریق سیدهای نفوذی و به بهانه جنگ با کفار و صدور فرمان جهاد و فشار به حکومت ایران برای جنگ با کافران و بعد شکست ایران و از دست دادن بسیاری از سرزمین های شمالی و حمایت انگلستان از تجزیه افغانستان از ایران در همین راستا بود و او در این کتاب بیان میکند که انگلستان چگونه هر چند سال یک بار جاسوسان خود را به هندوستان فرا میخواند تا به آنها آموزش ها و شیوه ها جدید نفوذ و جاسوسی را آموزش دهد.}
لازم به ذکر است برای اولین بار در ۱۷ دی سال ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات مقاله ای که با عنوان ”ایران و استعمار سرخ و سیاه” نوشته شده بود و تبار خمینی را از هند دانست که پس از آن مذهبی ها با اعتراض به نسبت دادن تبار خمینی به هند هیاهو و بلوا راه انداختند و آن را دروغ خواندند! و جالب است که یک سال بعدش در ۲۵ دی ۱۳۵۷ روزنامه اطلاعات آیت الله پسندیده برادر خمینی عنوان کرد که: ”جد ما از هند به ایران مهاجرت کرد.” و مردم یاد همان مقاله معروف با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه به امضاء رشیدی مطلق افتادند و به این ترتیب هندو زاده بودن خمینی بر همه مسلم شد و مذهبی ها بلافاصله سعی کردند این مساله را عادی و بی اهمیت جلوه دهند!
نکته دیگر اینکه در زمان شاه, منتقدان خمینی به شعرهایی از خمینی اشاره میکردند که در آن خمینی به نام هندی تخلص کرده است اما در آن زمان مذهبی ها آن شعرها را دروغ، جعلی و شایعه های ساخته شده توسط شاه میدانستند اما سالها بعد آن شعرها با تصحیح شاعرانی همانند شهریار در جهت عرفانی و بهتر نمودن آنها و توسط موسسه تنظیم و نشر امام! خمینی منتشر شد و درستی و صحت صحبت های منتقدین خمینی ثابت شد و دیده شد درآن شعرها خمینی به نام هندی واقعاً تخلص کرده است, دراینجا به تعدای از آنها به نقل از “دیوان امام” ناشر موسسه تنظیم و نشر امام! خمینی، تهران، سال ۱۳۷۲ اشاره میکنم همانند:
راز عشق تو نگوید”هندی” چه کنم من،که ز رنگش پیداست (صفحه۵۰)
همه ایام چو”هندی” سر راهش گیرم،گرچه توفیق نظر درهمه ایامم نیست (صفحه۶۸)
”هندی” زهند تا به سر کویت آمده است،کی دل دهد به شاهی شیراز و ملک طوس (صفحه۱۲۸)
از بیت قبلی به خوبی میشود فهمید که چرا خمینی در جواب خبرنگاران که پرسیدند: چه احساسی دارید از برگشت به ایران؟ گفت:”هیچ”!
دیگر حدیث از لب ”هندی” تو نشنوی، جز صحبت صفای می و حرف می فروش (صفحه۱۳۱)
و به درستی راجع به بخت خود میگوید:
خوشدل از عاقبت کار شو ای ”هندی” از آنک، بر در پیــــر ره از بخت جـــــوان آمده ام (صفحه۱۳۹)
مخوان حدیث شب وصل خویش را ”هندی”،که بیمناک زچشم بد حسودانم (صفحه۱۵۶)
نهال عشقت اندر قلب ”هندی”،به غیر از آه و حسرت باقی نیست (صفحه۲۹۹)
و…
و عجیب بود که در زمان شاه مذهبی ها حتی به عمد چشمشان را بر روی کتاب هایی راجع به شرح حال خمینی که خودش انتشار داده بود بستند از جمله جلد دوم کتاب آثار الحجه در سال ۱۳۳۳ شمسی, صفحه های ۴۴ و۴۵ اسم پدر خمینی الاحمد الهندی ذکر شده است. بعدها در سال ۱۳۵۷ و همچنین در سال ۱۳۶۵ برادر بزرگتر و ناتنی خمینی(از پدر یکی بودن) یعنی آیت الله مرتضی پسندیده هندوزاده بودن خمینی را اعلام کرد و در کتابی به نام کتاب خاطرات آیت الله پسندیده, به کوشش محمد جواد مرادی نیا سال ۱۳۷۴, چاپ و صحافی موسسه انتشارات سوره, ناشر موسسه انتشارات حدیث, هندی بودن جد خمینی و اینکه فامیلی خانودگی آنها هندی بوده است را بیان کرد.
آیت الله پسندیده در کتاب خاطراتش میگوید:”حادثه جالبی که به هنگام صدور سجل (شناسنامه) پیش آمد, اعتراض مردم به نوشتن نام زنانشان بود (البته ایشان به عمد گویا فراموش کرده اند که آخوندها مردم را علیه رضا شاه تحریک میکردند, زیرا اولین قانون معروف به سجل احوال و یا آمار و ثبت احوال در ۱۴خرداد ۱۳۰۴ با پیگیری رضا شاه در پنجمین مجلس شورای ملی به تصویب رسید و آخوندها به مردم میگفتند که رضا شاه با تصویب این قانون به دنبال نابودی دین اسلام ناب محمدی است, او آمده و میخواهد اسم زن های شما را بنویسد و گفتن اسم زن و مادر به نامحرم جایز نیست.) ” و آیت الله پسندیده ادامه میدهد که:”ما فامیلی هندی را ثبت کردیم و بعدها چون فامیلی هندی شبهه وابستگی به انگلیسی ها را پیش میاورد من و روح الله (خمینی) فامیلی خود را عوض کردیم (جالبه نمیگن که چرا فامیلیشان شبهه وابستگی به انگلیسی ها را داشت) برای همین من فامیلی پسندیده را برای خود انتخاب کردم و روح الله فامیلی اش را به مصطفوی تغییر داد اما برادرمان نورالدین فامیلی اش هندی ماند و برای همین ما سه برادر, سه فامیلی متفاوت پیدا کردیم”!
براساس اسناد و مدارک خمینی بارها فامیلی خود را عوض کرده است: نخستین فامیلی پدربزرگ و پدر و خود خمینی ”هندی” بوده و بعد وقتی به قم میرود فامیلی خویش را به موسوی خمینی تغییر میدهد که مهر خود را هم با نام روح الله موسوی درست میکند و پس از چندی دوباره شناسنامه ای با فامیلی جدید مصطفوی میگیرد و در اسناد و مدارکی که پس از تبعید رضا شاه به دست انگلیسی ها و حمایت خمینی از آقای کاشانی دیده میشود از او با نام حجت الاسلام موسوی نام برده شده است و بر اساس اسناد و مدارک, خمینی دارای سه شناسنامه بوده است: اولی با فامیلی هندی از ثبت احوال شهر خمین توسط حسینعلی بنی آدم ثبت شده است و دومین شناسنامه با فامیلی موسوی خمینی از ثبت احوال شهرقم ثبت شده است و سومین شناسنامه با فامیلی مصطفوی از ثبت احوال شهر گلپایگان توسط جعفری نژاد ثبت شده است و پس از تشکیل جمهوری اسلامی, خمینی سعی کرد تمام سوابق خویش با فامیلی هندی و موسوی خمینی را از بین ببرد و عکسی که حکومت از شناسنامه خمینی نشان میدهد و در اینترنت قابل مشاهده است با نام روح الله و فامیلی مصطفوی است!
و جالب است که سه مطلبی که رشیدی مطلق در۱۷ دی سال ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه بدان اشاره کرد حقیقت داشت
یعنی:
۱) تبار هندی خمینی,
۲) همکاری چپ ها و توده ایها با آخوندها و مذهبی ها علیه شاه (در هنگام تشکیل نظام جمهوری اسلامی به رهبری خمینی شاهد همکاری چپ ها از جمله توده ای ها و بویژه فداییان اکثریت در شناسایی و لو دادن مخالفان خمینی بودیم)
۳) اینکه در آن مقاله نوشته بود چون خمینی در میان روحانیون عالی مقام کشور با همه حمایت های خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پی فرصت می گشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند (شاهد ماجرا نزدیکترین فرد به خمینی که شاگرد خمینی در حوزه بود و کسی است که برای خمینی نظریه ولایت فقیه را درست کرد یعنی آیت الله منتظری است که در خاطرات خود نوشته اند که با وجودی که خمینی فرد مسنی بود و سالها از زندگی او در حوزه میگذشت اما پس از اینکه آیت الله بروجردی که مرجع تقلید بزرگ شیعیان بودند و ریاست حوزه را برعهده داشته و مخالف دخالت روحانیون در سیاست بودند فوت نمودند آقای منتظری وقتی میخواست به منزل آیت الله گلپایگانی برود شاهد ازدحام جمعیت بسیار زیاد مردم بود که همانند آیت الله شریعتمداری مردم برای اعلام حمایتشان از مرجع تقلید آنان به آنجا مراجعه کرده بودند ولی وقتی به منزل خمینی میرود هیچ کسی را آنجا نمیبیند و همانطور که نوشته است اظهار مرجع تقلید بودن خمینی بعدها به درخواست منتظری و توسط آیت الله شریعتمداری برای حفظ جان خمینی و رهانیدن او از خطر اعدام به علت بلوایی که در مخالفت به انقلاب سفید شاه و حمله به قانون دادن حق رای به زنان راه انداخته بود و مذهبی ها را تحریک به حمله به دولت نموده بود انجام شد.
محمد رستگار – پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲
‏حقایقی تکان دهنده

نام: روح الله
تبار: هندوزاده وعرب
درباره تبار او دو نظر وجود دارد؛ گروه اول میگویند که خمینی هندو زاده ای از تبار اعراب است که اجدادش در هندوستان ساکن شده بودند اما گروه دوم معتقدند که خمینی هندوزاده ای از تبار سیک های هند است و پدربزرگش که به عنوان خدمتکار برای انگلیسی ها کار میکرد, همراه آنها به عراق رفته بودو پدربزرگش که به عنوان خدمتکار برای انگلیسی ها کار میکرد, همراه آنها به عراق رفته بود و در آنجا به ظاهر مسلمان میشود و نام احمد هندی را برای خود برمیگزیند که در اینباره بسیاری از جمله آقای مهدی شمشیری محقق و تاریخدان معاصر به تفصیل در نوشته هایش راجع به احمد هندی و همکاری او با کمپانی هند شرقی انگلستان توضیح داده است.

همچنین آیت الله سید شهاب الدین نجفی مرعشی که پدرش سید شمس الدین محمود مرعشی از بزرگان فقهای دوران خود بود و در نجف، کاظمین، کربلا، سامرا، قم، تهران و کرمانشاه تحصیل کرده و همچنین ایشان از مراجع تقلید و علمای بزرگ شیعه بود که در شجره نامه شناسی خبره و اهل فن بود و استعداد و تجربه فوق العاده ی در شجره نامه شناسی داشت و میتوانست با بررسی شجره نامه ها تشخیص دهد که آیا شجره نامه واقعی است و یا جعلی است و ایشان در جلسه درسش در اوایل کار خمینی در حوزه اعلام نموده بود که خمینی هندی الاصل است و سید وعرب نژاد نیست اما عده ای از طلبه های جوان و شاگردان خمینی به تحریک خمینی به خانه سید شهاب الدین نجفی مرعشی و محل درسش حمله نموده و او را تهدید به مرگ و سکوت نمودند.

همانطور که میدانیم پدر خمینی دارای چندین زن بود و برادر بزرگتر و ناتنی خمینی (از پدر یکی بودن) یعنی آیت الله مرتضی پسندیده نیز در کتاب خاطراتش اعلام میکند که من مرتضی هندی سابق باید بگویم که اجدادمان در هند بوده اند و پدربزرگم از هند آمده است.

همچنین بسیاری از محققین و پژوهشگران هندوزاده بودن خمینی را تایید کرده اند و از جمله استاد دکترعباس میلانی، مورخ، ایران‌شناس و مدیر برنامهٔ مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد بارها در برنامه تلویزیونی به هندوزاده بودن خمینی اشاره کرده است و در این میان شباهت بسیار زیاد آرم جمهوری اسلامی و نماد سیک های هندو هم نکته ای قابل توجه ای است. یک روحانی شیعه هم که مدت ها ساکن هند بود به اسم آقای احمد علی مصباح در این خصوص در هندوستان پژوهشهائی انجام داده بود و نتیجه پژوهش را بعدها اینچنین اعلام کرد که” در منطقه شبه قاره هند در بین سیک های هند رسم بوده است که شال هایی به دور سر و کمر خود با رنگ های متنوع از جمله سیاه,سفید, سبز و دیگر رنگ ها میبستند و زمانیکه پدربزرگ خمینی که از سیک های هندوستان بود و برای انگلیس ها کار میکرد و برای آنکه راحت تر و آسوده تر بتواند با مسلمانان بویژه شیعیان معاشرت و در میان ایرانیان نفوذ کند به ظاهر مسلمان شد و نام احمد هندی را برگزید و از آنجا که با شال سیاه بر سر بسته شده به ایران و نجف و کربلا رفت و آمد میکرد و چون در ایران بر سر نا آگاهی عموم مردم بستن شال و یا پارچه سیاه بر سر به صورت عمامه نشانه سید بودن بود به حساب می آمد برای همین هم به احمد هندی لقب سید داده شد و او را سید احمد هندی نامیدند.”

نتیجه بسیاری از تحقیقات و پژوهش های انجام شده حکایت از آن دارد که پدر بزرگ خمینی (احمد هندی) زاده روستای کینتور درمنطقه بربنکی در ایالت اوتار پرادش هندوستان بود و بعد درکشمیر و بعد لکنو بوده و از لکنو کشور هند را ترک کرد و راهی نجف شده است, احمد هندی در نجف با شخصی به نام یوسف‌خان کمره‌ای، از اهالی روستای فرفهان از توابع خمین آشنا شد و همراه یوسف خان به روستای فرفهان خمین رفت و در آن روستا اقامت کرد،اگرچه با این تصمیم او، پیوندش با کشور هند قطع شد، اما بعد از آن نیز وی هم‌چنان با لقب هندی شناخته می‌شد.

این لقب بعدها نیز به نوادگان او منتقل شد، به‌گونه‌ای که خمینی خود در برخی از غزل‌هایش از تخلص هندی برای خود استفاده می‌کند.(دیوان امام! تهران،چاپ سال ۱۳۷۲) و آیت الله مرتضی پسندیده برادر بزرگ و ناتنی (از پدر یکی بودن) خمینی، به صراحت اعلام کرد که پدربزرگش از هند آمده و بالاتر از اسم اجداد خود را در هند نمیتواند بیاد بیاورد(یعنی شجرنامه دال بر سید بودن ندارند) و راجع به پدر خمینی یعنی مصطفی هندی هم آیت الله مرتضی پسندیده میگوید:”پدرمان چند سالی از خمین رفت تا در پیش مراجع اصفهان و نجف تحصیل کند” و جالب است که او ادامه میدهد که:”اسامی اساتید پدرمان در اصفهان و نجف در خاطرم نیست ولی میدانم از مراجع بوده اند”! و جالبتر آنکه محقیقین نتوانستند کوچکترین اثر و نشانی از وجود و حضور مصطفی هندی در هیچ کدام از مراکز مذهبی پیدا کنند و به جای آن نشانه هایی از رد پدر خمینی (مصطفی هندی) در هند و عضویت در انجمن فراماسنری اخوّت وهمکاری مصطفی هندی در ایران با شرکت نفت انگلستان و ایران و فردی که به ظاهر مسلمان شده بوده به نام حاج ولیام سن پیدا کردند .

با بررسی کتاب خاطرات آقای سر دنیس رایت(دیپلمات‌ انگلیسی در ایران) میتوان بیشتر به راز عدم حضور چندساله پدر خمینی(مصطفی هندی) پی برد, سر دنیس رایت (دیپلمات‌ انگلیسی) در کتاب ”انگلیسی‌ها در میان ایرانیان” بیان میکند که: {بسیاری از اداره امور جاسوسی انگلستان در ایران توسط کمپانی هند شرقی انجام میشد و به علت احترامی که مردم , حاکمان, امرا و درباریان ایرانی به آخوندهایی که سید بودن میگذاشتند و به علت جهل, خرافه پرستی و اعتقادی که مردم آن زمان ایران در دعانویسی سیدها برای حل مشکل و رفع چشم زخم و درمان بیماری داشتند بطوریکه ملاهایی که سید بودن نفوذ زیادی دراندرونی ها پیدا کرده بودند

و به خوبی به اخباراندرونی ها و محافل خصوصی دسترسی پیدا میکردند و به همین علت انگلستان بسیاری از جاسوسان خود را به شکل سید هندی به ایران میفرستاد تا ضمن جاسوسی سعی در نفوذ در بین مردم و حکومت کنند و اخبار را به موقع به انگلیسی ها بدهند و همچنین سیدهای هندی سعی میکردند در بین قبایل و عشایر نفوذ داشته باشند و آنها را علیه حکومت مرکزی تحریک کنند تا حکومت ایران ضعیف شود و حکومت ایران به فکر حرکت به سمت هندوستان و ضربه به مستعمره انگلستان نباشد و تحریک حکومت قاجار برای جنگ با روس ها از طریق سیدهای نفوذی و به بهانه جنگ با کفار و صدور فرمان جهاد و فشار به حکومت ایران برای جنگ با کافران و بعد شکست ایران و از دست دادن بسیاری از سرزمین های شمالی و حمایت انگلستان از تجزیه افغانستان از ایران در همین راستا بود و او در این کتاب بیان میکند که انگلستان چگونه هر چند سال یک بار جاسوسان خود را به هندوستان فرا میخواند تا به آنها آموزش ها و شیوه ها جدید نفوذ و جاسوسی را آموزش دهد.}

لازم به ذکر است برای اولین بار در ۱۷ دی سال ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات مقاله ای که با عنوان ”ایران و استعمار سرخ و سیاه” نوشته شده بود و تبار خمینی را از هند دانست که پس از آن مذهبی ها با اعتراض به نسبت دادن تبار خمینی به هند هیاهو و بلوا راه انداختند و آن را دروغ خواندند! و جالب است که یک سال بعدش در ۲۵ دی ۱۳۵۷ روزنامه اطلاعات آیت الله پسندیده برادر خمینی عنوان کرد که: ”جد ما از هند به ایران مهاجرت کرد.” و مردم یاد همان مقاله معروف با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه به امضاء رشیدی مطلق افتادند و به این ترتیب هندو زاده بودن خمینی بر همه مسلم شد و مذهبی ها بلافاصله سعی کردند این مساله را عادی و بی اهمیت جلوه دهند!

نکته دیگر اینکه در زمان شاه, منتقدان خمینی به شعرهایی از خمینی اشاره میکردند که در آن خمینی به نام هندی تخلص کرده است اما در آن زمان مذهبی ها آن شعرها را دروغ، جعلی و شایعه های ساخته شده توسط شاه میدانستند اما سالها بعد آن شعرها با تصحیح شاعرانی همانند شهریار در جهت عرفانی و بهتر نمودن آنها و توسط موسسه تنظیم و نشر امام! خمینی منتشر شد و درستی و صحت صحبت های منتقدین خمینی ثابت شد و دیده شد درآن شعرها خمینی به نام هندی واقعاً تخلص کرده است, دراینجا به تعدای از آنها به نقل از “دیوان امام” ناشر موسسه تنظیم و نشر امام! خمینی، تهران، سال ۱۳۷۲ اشاره میکنم همانند:
راز عشق تو نگوید”هندی” چه کنم من،که ز رنگش پیداست (صفحه۵۰)
همه ایام چو”هندی” سر راهش گیرم،گرچه توفیق نظر درهمه ایامم نیست (صفحه۶۸)
”هندی” زهند تا به سر کویت آمده است،کی دل دهد به شاهی شیراز و ملک طوس (صفحه۱۲۸)
از بیت قبلی به خوبی میشود فهمید که چرا خمینی در جواب خبرنگاران که پرسیدند: چه احساسی دارید از برگشت به ایران؟ گفت:”هیچ”!
دیگر حدیث از لب ”هندی” تو نشنوی، جز صحبت صفای می و حرف می فروش (صفحه۱۳۱)
و به درستی راجع به بخت خود میگوید:
خوشدل از عاقبت کار شو ای ”هندی” از آنک، بر در پیــــر ره از بخت جـــــوان آمده ام (صفحه۱۳۹)
مخوان حدیث شب وصل خویش را ”هندی”،که بیمناک زچشم بد حسودانم (صفحه۱۵۶)
نهال عشقت اندر قلب ”هندی”،به غیر از آه و حسرت باقی نیست (صفحه۲۹۹)
و…

و عجیب بود که در زمان شاه مذهبی ها حتی به عمد چشمشان را بر روی کتاب هایی راجع به شرح حال خمینی که خودش انتشار داده بود بستند از جمله جلد دوم کتاب آثار الحجه در سال ۱۳۳۳ شمسی, صفحه های ۴۴ و۴۵ اسم پدر خمینی الاحمد الهندی ذکر شده است. بعدها در سال ۱۳۵۷ و همچنین در سال ۱۳۶۵ برادر بزرگتر و ناتنی خمینی(از پدر یکی بودن) یعنی آیت الله مرتضی پسندیده هندوزاده بودن خمینی را اعلام کرد و در کتابی به نام کتاب خاطرات آیت الله پسندیده, به کوشش محمد جواد مرادی نیا سال ۱۳۷۴, چاپ و صحافی موسسه انتشارات سوره, ناشر موسسه انتشارات حدیث, هندی بودن جد خمینی و اینکه فامیلی خانودگی آنها هندی بوده است را بیان کرد.

آیت الله پسندیده در کتاب خاطراتش میگوید:”حادثه جالبی که به هنگام صدور سجل (شناسنامه) پیش آمد, اعتراض مردم به نوشتن نام زنانشان بود (البته ایشان به عمد گویا فراموش کرده اند که آخوندها مردم را علیه رضا شاه تحریک میکردند, زیرا اولین قانون معروف به سجل احوال و یا آمار و ثبت احوال در ۱۴خرداد ۱۳۰۴ با پیگیری رضا شاه در پنجمین مجلس شورای ملی به تصویب رسید و آخوندها به مردم میگفتند که رضا شاه با تصویب این قانون به دنبال نابودی دین اسلام ناب محمدی است, او آمده و میخواهد اسم زن های شما را بنویسد و گفتن اسم زن و مادر به نامحرم جایز نیست.) ” و آیت الله پسندیده ادامه میدهد که:”ما فامیلی هندی را ثبت کردیم و بعدها چون فامیلی هندی شبهه وابستگی به انگلیسی ها را پیش میاورد من و روح الله (خمینی) فامیلی خود را عوض کردیم (جالبه نمیگن که چرا فامیلیشان شبهه وابستگی به انگلیسی ها را داشت) برای همین من فامیلی پسندیده را برای خود انتخاب کردم و روح الله فامیلی اش را به مصطفوی تغییر داد اما برادرمان نورالدین فامیلی اش هندی ماند و برای همین ما سه برادر, سه فامیلی متفاوت پیدا کردیم”!

براساس اسناد و مدارک خمینی بارها فامیلی خود را عوض کرده است: نخستین فامیلی پدربزرگ و پدر و خود خمینی ”هندی” بوده و بعد وقتی به قم میرود فامیلی خویش را به موسوی خمینی تغییر میدهد که مهر خود را هم با نام روح الله موسوی درست میکند و پس از چندی دوباره شناسنامه ای با فامیلی جدید مصطفوی میگیرد و در اسناد و مدارکی که پس از تبعید رضا شاه به دست انگلیسی ها و حمایت خمینی از آقای کاشانی دیده میشود از او با نام حجت الاسلام موسوی نام برده شده است و بر اساس اسناد و مدارک, خمینی دارای سه شناسنامه بوده است: اولی با فامیلی هندی از ثبت احوال شهر خمین توسط حسینعلی بنی آدم ثبت شده است و دومین شناسنامه با فامیلی موسوی خمینی از ثبت احوال شهرقم ثبت شده است و سومین شناسنامه با فامیلی مصطفوی از ثبت احوال شهر گلپایگان توسط جعفری نژاد ثبت شده است و پس از تشکیل جمهوری اسلامی, خمینی سعی کرد تمام سوابق خویش با فامیلی هندی و موسوی خمینی را از بین ببرد و عکسی که حکومت از شناسنامه خمینی نشان میدهد و در اینترنت قابل مشاهده است با نام روح الله و فامیلی مصطفوی است!

و جالب است که سه مطلبی که رشیدی مطلق در۱۷ دی سال ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه بدان اشاره کرد حقیقت داشت
یعنی:
۱) تبار هندی خمینی,
۲) همکاری چپ ها و توده ایها با آخوندها و مذهبی ها علیه شاه (در هنگام تشکیل نظام جمهوری اسلامی به رهبری خمینی شاهد همکاری چپ ها از جمله توده ای ها و بویژه فداییان اکثریت در شناسایی و لو دادن مخالفان خمینی بودیم)
۳) اینکه در آن مقاله نوشته بود چون خمینی در میان روحانیون عالی مقام کشور با همه حمایت های خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پی فرصت می گشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند (شاهد ماجرا نزدیکترین فرد به خمینی که شاگرد خمینی در حوزه بود و کسی است که برای خمینی نظریه ولایت فقیه را درست کرد یعنی آیت الله منتظری است که در خاطرات خود نوشته اند که با وجودی که خمینی فرد مسنی بود و سالها از زندگی او در حوزه میگذشت اما پس از اینکه آیت الله بروجردی که مرجع تقلید بزرگ شیعیان بودند و ریاست حوزه را برعهده داشته و مخالف دخالت روحانیون در سیاست بودند فوت نمودند آقای منتظری وقتی میخواست به منزل آیت الله گلپایگانی برود شاهد ازدحام جمعیت بسیار زیاد مردم بود که همانند آیت الله شریعتمداری مردم برای اعلام حمایتشان از مرجع تقلید آنان به آنجا مراجعه کرده بودند ولی وقتی به منزل خمینی میرود هیچ کسی را آنجا نمیبیند و همانطور که نوشته است اظهار مرجع تقلید بودن خمینی بعدها به درخواست منتظری و توسط آیت الله شریعتمداری برای حفظ جان خمینی و رهانیدن او از خطر اعدام به علت بلوایی که در مخالفت به انقلاب سفید شاه و حمله به قانون دادن حق رای به زنان راه انداخته بود و مذهبی ها را تحریک به حمله به دولت نموده بود انجام شد.
احمد بهرامی سپتامبر ۲۰۱۴

رهبر ایران : التزام به شریعت اسلامی، روح و حقیقت نظام اسلامی است

4 Jun

آیت الله خامنه ای، رهبر ایران، روز چهارشنبه 4-6-2014 در سخنرانی به مناسبت 25 امین سال درگذشت آیت الله خمینی، گفت که در نسخه “سیاسی- مدنی” بجا مانده از رهبر پیشین انقلاب ایران “خانه های خالی” وجود دارد. آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و مبتکر نظام حکومتی “ولایت مطلقه فقیه” است. در این نظام حکومتی تمامی امور سیاسی، نظامی و اداری کشور در دست یک روحانی با اختیارات “مطلقه” قرار دارد. آیت الله خامنه ای، بدون هیچگونه اشاره ای به نظام “ولایت فقیه” در سخنرانی روز چهارشنبه خود، از نظام جمهوری اسلامی با عنوان “نسخه سیاسی- مدنی” بجا مانده از آیت الله خمینی یاد کرد و گفت که در این نسخه جاهای خالی وجود دارد. او گفت: ” در جدول امام، بطور طبیعی خانه های خالی وجود دارد که پر کردن آنها و ادامه آن راه کاملا ممکن است، اما بشرط همت و آگاهی ملی و مراعات عناصر این راه.”رهبر ایران در ادامه گفت که تحقق اهداف تعیین شده از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی با “موانع و چالشهایی” روبروست که در صورت برطرف نشدن آنها می تواند ادامه راه “دشوار یا غیرممکن” شود. رهبر ایران به ماهیت “خانه های خالی” در نظام جمهوری اسلامی اشاره ای نکرد، اما حاکم شدن روحیه یاس و ناامیدی در میان مردم و مسولان را خطر جدی برای این نظام دانست. خامنه ای گفت: “از دست دادن انسجام ملی، دچار شدن به تنبلی و بی روحیگی، کم کاری، حاکم شدن یأس و ناامیدی و نیز تصور غلط «ما نمی توانیم» و «ما نتوانستیم»، از ابعاد چالش درونی نظام اسلامی است.”ایران حرف اول را در منطقه می زند. آیت الله خامنه ای در ادامه سخنرانی خود گفت: ” جمهوری اسلامی در سیاست های منطقه ای حرف اول را می زند، در مقابل رژیم غاصب و مورد حمایت زورگویان عالم یک تنه می ایستد، با ظالم نمی سازد و از مظلوم دفاع می کند”.خامنه ای همچنین ایران اسلامی را یک کشور بسیار پیشرفته توصیف کرد و گفت: در عرصه های مختلف، جمهوری اسلامی قابلیت های خود را نشان داد. ماهواره به فضا می فرستد، موجود زنده به فضا می فرستد و برمیگرداند، انرژی هسته ای تولید می کند. خدمات علمی و فنی به کشورهای مختلف صادر می‌کند و یک کشور 75 میلیونی را اداره می کند.رهبر ایران در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: “التزام به شریعت اسلامی، روح و حقیقت نظام اسلامی است. این را توجه داشته باشند، شریعت اسلامی اگر اجرا شود در جامعه به طور کامل، هم آزادیهای عمومی و مدنی را تامین می کند”.وی با اشاره به تعریف واژه فتنه اظهار داشت: “در مقابل قدرت مشروع نباید کسی سینه سپر کند و قهر کند اگر چنین کرد اسم او فتنه است.

Aside

پرونده قضایی تخلفات بابک زنجانی بزرگ‌ترین پرونده اقتصادی در تاریخ انقلاب اسلامی است

29 May

عکسبه گزارش «تابناک» این نماینده مجلس با بیان این‌که در دولت احمدی‌نژاد «فساد‌های» رخ داده به صورت «عمدی» بوده، گفت اگر این فسادها را اعلام کنیم نظام ضربه می‌خورد.غلامعلی جعفر‌زاده افزوده است: «ابعاد فساد در دوران احمدی‌نژاد بسیار بالا بوده و نمایندگان از افشای آن ترس دارند.»از دولت احمدی‌نژاد به‌عنوان یکی از فاسدترین دولت‌ها در جمهوری اسلامی یاد می‌شود. البته کارشناسان و تحلیل‌گران معتقدند حجم فساد در دوران احمدی‌نژاد، در تمام دوران تاریخ جمهوری اسلامی وجود داشته و فقط در دوران احمدی‌نژاد، فسادها از «پشت پرده» بیرون آمد.دولت احمدی‌نژاد مورد حمایت مستقیم علی خامنه‌ای بود و رهبر جمهوری اسلامی همواره از دولت پیشین دفاعی قاطع می‌کرد.

مجلس: نزدیکان بابک زنجانی را شناسایی کرده‌ایم

در رویدادی دیگر مرتبط با فساد هم مجلس ایران گفته است نزدیکان بابک زنجانی شناسایی شده‌اند و اگر آن‌ها پول‌های وی را به کشور بازنگردانند به دستگاه قضایی معرفی می‌شوند.بابک زنجانی ۲.۵ میلیارد یورو به وزارت نفت بدهکار است و مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری نیز پیش از این گفته بود که وی با بازجوها همکاری خوبی ندارد و «همه را سرکار می‌گذارد.»به‌گزارش وب‌سایت تدبیر، محمدعلی پورمختار، رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ایران گفت افراد نزدیک به بابک زنجانی، تاجر میلیاردر ایرانی، شناسایی شده‌اند و آن‌ها می‌توانند بدهی زنجانی به وزارت نفت را پرداخت کنند و  تمام زمینه‌ها برای زنجانی برای این‌که بتواند پول وزارت نفت را پرداخت کند آماده است.آقای پورمختار افزود: «این افرادی را که ما شناسایی کردیم با سازوکار خود می‌توانند پول‌های بلوکه شده زنجانی را در کشورهای خارجی آزاد و بدهی وزارت نفت را پرداخت کنند.»محمدعلی پورمختار تاکید کرد: «این اولتیماتوم مجلس به نزدیکان شناسایی شده بابک زنجانی جدی است و خودشان هم از این جدیت آگاه هستند.»در همین حال عزت‌الله یوسفیان ملا، عضو ناظر مجلس در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز با اشاره به پرونده بابک زنجانی گفت که زنجانی به بازجوها می‌گوید «آزادم کنید تا برایتان پول بیاورم.»امیرعباس سلطانی، عضو کمیته پی‌گیری پرونده بابک زنجانی در مجلس ایران هم دو روز پیش گفته بود که حکم بابک زنجانی کمتر از حکم مه‌‌آفرید امیرخسروی، متهم اصلی پرونده اختلاس سه هزار میلیارد دلاری نیست.مه‌‌آفرید امیرخسروی بامداد روز شنبه سوم خردادماه به‌طور ناگهانی در حالی که موکل و خانواده وی بی‌خبر بودند، اعدام شد. گفته می‌شود اعدام آقای خسروی برای جلوگیری از فاش شدن نام بسیاری از مقامات دیگر بوده است.پیشتر بسیاری از محافظه‌کاران و نیز برخی از نمایندگان مجلس گفته بودند که بابک زنجانی «نوک کوه یخی» است و وی را یک «شبکه مافیایی قوی» پشتیبانی می‌کنند.از سپاه پاسداران به‌عنوان اصلی‌ترین حامی بابک زنجانی یاد می‌شود.بابک زنجانی از پنج ماه پیش به اتهام بدهی به وزارت نفت و بانک مرکزی، جعل اسناد بانکی و پرداخت رشوه به بانک ملی تاجیکستان در بازداشت به سر می‌برد. وی در دی‌ماه ۱۳۹۲ توسط دادستان کل کشور بازداشت شد.عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران٬ اردیبهشت‌ماه سال جاری گفت پرونده قضایی تخلفات بابک زنجانی بزرگ‌ترین پرونده اقتصادی در تاریخ انقلاب اسلامی است وسه برابر پرونده فساد سه هزار میلیاردی حجم دارد.

Video

” بوکو حرام ” چرا اسلام خرید و فروش برده و کنیز را جایز دانسته..!

27 May

برده داری و فروختن کنیزان در مدینه منوره

Video

سخنان تهدید آمیز محسنی اژه ای درباره بازگشت ایرانیان خارج از کشور (انتخابات ۸۸)

22 May

سخنگوی قوه قضاییه در بخش دیگری از چهل و نهمین نشست خبری خود درباره برخی از افرادی که در فتنه سال ۸۸ نقش داشتند و به خارج از کشور رفتند و برخی گمانه‌زنی‌ها درباره بازگشت آنها به کشور وجود دارد، گفت: ما هیچ وقت هیچکدام از ایرانی‌‌ها برای بازگشت به کشور ممنوع‌الورود نمی‌کنیم.وی گفت: شاید فردی پس از ارتکاب جرمی برای خروج از کشور دچار مشکل شود و از سوی دادگاه ممنوع‌الخروج باشد اما ممنوع‌الورودی شدن معنا ندارد.محسنی اژه‌ای گفت‌: هر چند اگر فردی جرمی مرتکب شود و از کشور خارج شود یا اینکه در خارج از کشور جرمی مرتکب شود به محض آنکه به داخل کشور بازگردد از سوی دستگاه قضایی مورد تعقیب قرار خواهد گرفت.وی درباره افراد دارای نقش در فتنه ۸۸ گفت:‌ این افراد هم اگر به داخل کشور بازگردند به محض ورود تحت تعقیب قرار خواهند گرفت.

افشای خیانت خاتمی به ایرانیان

20 May

عکسسید محمد خاتمی سکوت را شکست : توضیح درباره منافقان و بهاییان عاشورای ٨٨

نزدیک به دوهفته از زمان انتشار سخنان سید محمد خاتمی مبنی بر منافق و بهایی خواندن مردم در عاشورای ٨٨ گذشته است و بالاخره جناب حجت الاسلام خاتمی سکوت را شکست و درباره آن توضیحاتی به شرح زیر داد :

بسم الله رحمن الرحیم 

لازم به توضیح می دانم از آن جهت که حفظ نظام برای بنده مهم ترین کار است افتخار مشارکت در خدمات زیر جهت حفظ نظام را داشته ام :

١- اینجانب به عنوان مسوول ستاد تبلیغات جنگ وظیفه فریب نیروهای ساده دل مذهبی و ملی گرا جهت فرستادن جلوی گلوله های صدام حسین را داشتم . خودتان داوری کنید اگر کسانی مانند عباس دوران و همت و باکری زنده مانده بودند ساکت می نشستند تا رهبر عظیم الشان انقلاب و سردار سازندگی میلیارد ها دلار به جیب بزنند و نوه و نتیجه های گرامی حضرت امام در بلاد کفر بی ناموسی کنند ؟  ٢- آن ضد انقلابهایی که موذی تر بودند مانند اکبر و منوچهر محمدی را با وعده فضای سیاسی باز در سال ٧٨ از سوراخ بیرون کشیدیم و چپق شان را در کوی دانشگاه چاق کردیم و کل هزینه را با یک ریش تراش پرداختیم. در آن شلوغی ها چند نفر نیز مانند داریوش و پروانه فروهر بدستور رهبر انقلاب دشنه آجین شدند و این جانب برای حفظ نظام مرتب فریاد می زدم پرونده قتلهای زنجیره ای تا همین جا که پی گیری شده مدیون همکاری شبانه روزی رهبر فرزانه انقلاب است! ٣- در سال ٨٨ نیز منافقان و بهاییان را به بهانه رای کشاندیم بیرون و همه را کهریزکی کردیم . آن زمان برای اینکه شیرشان کنیم از آنها تعریف می کردیم اما الان که آبها از آسیاب افتاده و همه چیز تحت کنترل است حرف دلمان را می زنیم . اینها منافق و بهایی بودند که استخفر الله عکس امام را پاره کردند, گفتند جمهوری ایرانی , نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. اینها دنبال رای نبودند اصل نظام مقدس را نشانه رفته بودند که بحمد الله حسابشان را رسیدیم. ٤- پروژه آخری که روی آن کار می کنیم کلید بنفش است که زیر لوای آن یک سری افراد خطرناک برای نظام را حذف می کنیم اما از بیان جزییات بیشتر فعلن معذوریم ! در پایان ما برای حفظ نظام تنها به دو گروه نیاز داریم بقیه باید حذف شوند : یکی ذوب شدگان در ولایت و دیگری احمق هایی که گمان می کنند این رژیم اصلاح پذیر است و بالاخره از دل آن دموکراسی و آزادی بیرون می آید . 

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.

Join 703 other followers