درخواست برای استعفای « عارف و روحانی»

28 May

 

درخواست برای « انصراف عارف و روحانی» از سوی برخی اصلاح طلبان، سوای این‌که نشان از تمامیت‌خواه بودن کمالو تمام آن‌هاست به این معنی یا ما یا هیچ کس،  بلکه دروغین بودن برخی ادعاها را نیز به تمامی نشان می‌دهد که در تمام اینمدت مدعی بودند « به فکر مردم هستند تا حداقل روزنه امیدها» از آن‌ها گرفته نشود. اکنون که حداقل روزنه امیدی با کاندیداییتایید شده وجود دارد که معاون اول دولت اصلاحات بوده است، و آن یکی کاندیدا که دیدگاه‌هایی نزدیک به کارگزاران وهاشمی دارد، چرا باید این روزنه امید را از مردم گرفت. چرا حالا نباید گفت که باز هم از فضای انتخابات برای طرح مطالبات، برای پیش برد حداقلی روزنه‌ا‌ی برنامه‌های اصلاح طلبی، برای تمامی آن تحلیل‌هایی که مبنای استدلالی شان برای حمایت ازهاشمی بود حالا نباشد. پس معلوم می‌شود آن‌ها تنها به فکر چند کرسی قدرت بودند نه « روزنه‌ی امید مردم»…. یا انتخاباتخوب است و باید در هر شرایطی مشارکت کرد، یا نمی‌شود وقتی کاندیدای توافق شده‌ی احزاب ما نباشد پس بد است و بایدآن‌ها حتا شانس‌شان را امتحان نکنند.

 

 
هم‌چنان معتقدم تصمیم‌گیری نهایی حقمردمی است که در داخل ایران زندگیمی‌کنند و ما خارج نشین‌ها تنها حقاظهار نظر و تحلیل  با برخورداری ازشرایطی آزادتر را داریم و نهایتا اگرتصمیم گرفتیم به یکی از حوزه‌هایرای‌گیری در خارج از کشور برویم ورای خود را بدهیم. اما حق سوال کردنو پرسش‌گری را هیچ کس از هیچ کسنمی‌تواند بگیرد. سوال من این است کهنه مگر تحلیل‌مان در ترغیب مردم برای مشارکت در انتخابات، استفاده‌ی حداکثری از شرایط حداقلی بود. نه مگر بر این مبنااستدلال می‌کردیم که نباید عرصه را برای پیش بردن راحت‌تر جناح سرکوب‌گر خالی بگذاریم. نه مگر بر این باور بودیم که«مردم» هیچ گزینه‌ی مسالمت آمیز‌تری برای تغییر وضع موجود ندارند جز تن دادن و امید بستن به همین صندوق نیم بندرای ، که آن هم بعد از انتخابات ۸۸ دیگر نیم بند هم نیست بلکه شاید یک هشتم بند باشد. نه مگر می‌گفتیم «مردم زیر رنج»ملاک تحلیل‌های ماست.
 
حال با همه‌ی این‌ها گزینه‌ی به نام هاشمی رفسنجانی، کلا محذوف شد و به فاصله‌ی یکی دو روز بعد از عدم احراز صلاحیت،  هم اعلام کرد ستادهایش را می بندد. در این صورت مردم از میان کاندیداهای موجود تنها گزینه‌های ممکن برایشان«عارف» و یا «روحانی» است. عارف را نمی‌توان اصلاح طلب ننامید وقتی معاون اول مشهورترین رییس جمهور اصلاحطلب ایران بوده است. روحانی نیز حداقل میانه‌ رویی دارد و یکی از ارکان هدایتی یکی از بزرگترین نهادهای نظامم حکومتی(یعنی دبیر شورای عالی امنیت)، در دوران اصلاحات بوده است. گرچه نسبت‌اش با اصلاحات از هاشمی هم دورتر است امااگر عارف را نادیده بگیریم نزدیک‌ترین گزینه‌ی ممکن میان کاندیداهای موجود، به هرحال  «حسن روحانی» است.
 
استدلال یا نقطه اتکای موافقین استعفای عارف و روحانی و یا عدم حمایت از این دو بر این استوار است که ، عارف وروحانی قدرتی را که هاشمی رفسنجانی داشت ندارند و نمی‌توانند موجِد تغییرات مد نظری باشد که برای حمایت از هاشمی مدنظر بود. 
این استدلال اولا در ذات خود بر پیش فرض توهمی استوار است که حتا درست بودن این پیش فرض هم استدلال را منطقینخواهد کرد . این پیش فرض توهمی گزینه‌ای دایی جان ناپلئونی است، که معتقد بود کار کار انگلیسی هاست و سال‌هاست اینگزینه‌ی توهمی نیز در مورد هاشمی رفسنجانی وجود دارد که «کار کار اکبر است».
 
اما هاشمی رفسنجانی اگر قدرتی هم داشته که قطعا دارد و داشته مربوط می شود به دهه‌ی شصت و نزدیکی بیش از حدش باخمینی تا سال‌های اواخر ریاست جمهوری‌اش. اما خامنه‌ای از زمان برسرکار آمدن‌اش  تمامی نیروهای وفادار به خمینی ونزدیک به وی را تضعیف کرده است. چه در نهادهای نظامی مثل سپاه و ارتش و عوض کردن تمامی ارکان قدرت وفرماندهان این دو نهاد نظامی عظیم در ایران. چه در نهادهای امنیتی و چه نهادهای اقتصادی و نهادهای انتصابی نیز که دیگرنور علی نور و آفتاب دلیل  آفتاب است. در این راه از تضعیف هاشمی هم هیچ ابایی نداشت.
تضعیف و تحقیر هاشمی در انتخابات مجلس ۱۳۷۸، تضعیف و تحقیر هاشمی در انتخابات ۱۳۸۴ ریاست جمهوری، تضعیفو تحقیر هاشمی در انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جمهوری و توافق ضمنی با هاشمی  برای به صحنه آمدن میرحسین به جایخاتمی،  باز کردن توپخانه‌ی تخریب هاشمی در دوران اصلاحات و بعد در دوران اصول‌گرایان. حمله‌ی مستقیم به خاندانهاشمی و حتا بازداشت و زندانی کردن فرزندان وی و در مقابل همه‌ی این‌ها هیچ واکنش درخوری از سوی هاشمی، آیا نشاناز قدرتمندی هاشمی است یا تضعیف کامل وی توسط خامنه‌ای. چندان که هاشمی را به مهره‌ای تبدیل کرده بود که اندازه‌ی««‌میرحسین و کروبی» قدرت نداشت و از قدرت‌شان نمی‌ترسید که آن‌ها را با تمام هزینه‌های پیش بینی شده، تایید صلاحیتکرد ، اما برای هاشمی همین مقدار قدرت را هم قائل نبود و در این انتخابات هم ابتدا با اعلام بی نظری وی را به انتخابت کشاندو بعد هم بدون هیچ شک و شبهه‌ای به دل راه دادن وی را رد صلاحیت کرد. آیا هم‌چنان فکر کنیم که هاشمی قدرت مند است؟!!
 
اما به فرض که چنین فرض محالی را نیز بپذیریم. در آن صورت هم باز در حال حاضر و واقعیت موجود گزینه‌ای به نامهاشمی در میان نیست. آن وقت اگر تمام این هزینه‌ی تبلیغاتی و این کنش مندی سیاسی را که لااقل در دوران انتخابات ناظر بیطرف نباید بود، نمی‌شود روی یکی از این گزینه‌ها توافق کرد و این نیرو را به سمت رای دادن و حداقل پویش و کوشش دردوران انتخابات و استفاده از فضای تبلیغاتی – انتخاباتی  را تا سر حد ممکن بالا برد.
سوال اصلی تر این است به فرض که عارف یا روحانی گزینه‌ای بسیار ضعیف‌تر از هاشمی هستند. اما سوال اصلی تر ایناست حضور و به قدرت رساندن گزینه‌ای ضعیف و به فرض ۱۵ درصد اصلاح طلب و  و قدرتمند مثل «عارف یا روحانی»بهتر است رییس قوه‌ی مجریه باشد یا گزینه‌ای صددرصد اصول‌گرا و مطیع و فرمانبر رهبری؟
 
سال ۱۳۸۴ گروهی از فعالان قومیتی و دانشجویی با برخی نمایندگان احزاب اصطلاح طلب جلسه‌ای بود. در آن زمان بحثبر سر «اصلاح طلبان پیشرو» بود و استدلال مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت این بود که « مهدی کروبی» گزینه‌ای است با درجه‌ی بسیار پایین اصلاح طلبی و آن ها اصلاح طلبی تند رو هم‌چون « معین» را پیشنهاد می‌کردند. همان موقع مااستدلال کردیم معین گزینه‌ای نیست که بتواند رای بیاورد و آن زمان هاشمی چنین اقبال عمومی هم میان فعالان سیاسی نداشت،بنابراین آیا به قدرت رساندن گزینه‌ای مثل کروبی به قول شما اصلاح طلب ضعیف یا ۲۰ درصدی بهتر نیست از گزینه‌ایصددرصد اصولگرا همچون  احمدی نژاد؟  آن موقع حرف کسانی چون ما خریدار نداشت و آن‌ها بر روش حزبی خود اصرارورزیدند و مطبوعات زنجیره‌ای را نیز در اختیار داشتند و نهایتا آن شد که شد.
 
حال دوباره در چنین موقعیتی هستیم. به قدرت رساندن یا حداقل رقابتی کردن صحنه‌ی انتخابات بهتر نیست از واگذاری کاملآن به خامنه‌ای و یاران‌اش.
 اما استدلال ضعیف‌تر آن است که هنوز متاسفانه تحلیل‌گران پر طمطراق  اما به دور از واقعیت سیاسی و بازی خوانیسیاسی، که گمان می‌کنند مثلا با انصراف و استعفای « روحانی یا عارف»  حکومت دچار بحران می‌شود و خامنه‌ای دچارشوک می‌شود و هزینه و ریسک بالایی به  خامنه‌ای تحمیل می‌شود. یعنی واقعا این دوستان فکر می‌کنند هزینه‌ی انصرافگزینه‌های به قول خودشان چندان ضعیف مثل عارف و روحانی ، ریسک و هزینه‌اش بالاتر از رد صلاحیت « هاشمی» و «مشایی» است، که خامنه‌ای مثل آب خوردن چنین هزینه‌ای را به جان نوشید و ککش هم نگزید.؟!!
 
برای کوتاه کردن بحث و موقعیتی که اصلاح طلبان حکومتی  بدون حضور کاندیدای مورد امید وتاییدشان  و نیز آن گروه‌هایی که هنوز شعار سی ساله‌ی سگ زرد و شغال و این‌ها را تکرار می‌کند و هر دو گروه می‌خواهند مردم را در چنین موقعیتی قرار دهند ذکر یک حکایت از ملا نصرالدین خالی از لطف نیست.
می‌گویند دو نفر در حضور ملا نصرالدین شرطی می‌بنند  و توافق می‌کنند هرکس باخت، ملا نصرالدین  ترتیب  بازنده را بدهد.
هر دو نفر قبول می‌کنند. به محض این‌که چنین حرفی را می‌زنند،  ملا شلوارش را پایین می‌کشد و عضو شریف را در دست می‌گیرد. دو نفری که شرط را بسته‌اند معترضانه رو به ملا می‌‌گویند. حالا ملا شما صبر کن ما شرطمان کامل شود. هر دو تلاش‌مان را بکنیم. برنده  و بازنده معلوم شود. آن وقت تو خودت را آماده کن. ملا می‌گوید در هر صورت یکی از شما که می‌بازد و  برای من فرقی نمی‌کند.
اما واقعیت این‌است که موقعیت حاضر دقیقا شبیه چنین موقعیتی  است. حداقل نتیجه‌ی حمایت از عارف  یا روحانی این خواهد بود که دولت آینده دولتی صددرصد قبیله‌ای و عشیره‌ای و باندی و گنگی شبیه دولت احمدی نژاد نخواهد بود. حداقل نتیجه‌ی حمایت از این دو نفر این خواهد بود که از ستادهای انتخاباتی و فضای انتخابت همان حداقل استافده را می‌توان برد و حداقل نتیجه این که لااقل خامنه‌ای آب خوش از گلویش تو این مدت  پایین نخواهد رفت. 
اگر اجماع برنامه ریزی شده‌ای هم باشد و کمپین‌های مناسب حمایتی هم شکل بگیرد می‌تواند یک بار دیگر حداقل فضای باز موجود را به نفع حضور مردم حتا اگر بی نتیجه، تغییر داد. در غیر این صورت از همین الان باید خامنه‌ای را با گزینه‌هایی  همچون جلیلی یا قالیباف یا ولایتی تنها گذاشت  که هرکدام‌شان به پیروزی برسند  خامنه‌ای را در موقعیت ملانصرالدین قرار دادن است.

 

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: